حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
168
تاريخ قم ( فارسي )
رسم وادى قارص از نى سى دينار ، رسم كسى كه متولى شود و از مواضع ممنوعه خراج بستاند و ضامن گردد بدين معنى كه ازو نيز چيزى ستده اند ، رسم وكلا و امنا و ناظران در محظور چون شروط ايشان نوشته شود ، اين رسوم و مرافق در ايام سلطان بودهاند و از آن جمله اليوم آنچ وقت و زمان اقتضاى آن مىكند مىستانند و آن ديگر نمىستانند . ديگر اخبار و روايات كه در باب وجوه اموال صدقات آمده اند ، يافتم در كتاب ابى بكر صولى از ذكر وجوه اموال آن احوال [ 1 ] كه رسم آنچنان بوده است كه آن را به بيت المال نقل كنند و ذكر اصناف آن و آن كسانى كه بر او [ 2 ] واجب باشد پس من آن را بعد از ذكر وجوه اموال قم ياد ميكنم هر چند كه از شرط اين كتاب نيست زيرا كه در دانستن آن فايده است ، صولى گويد كه اموال سه صنفند فيء و معدن و آنچ دريا بدراندازد و وجوه فيء پنجاند : از آن جمله آنچ خداى تعالى روزى مسلمانان كرده است از آن چيزى كه بيابند در شهرى كه فتح كرده باشند بعد از ساكن شدن حرب و منتقل شدن سراها و منازل از اسم كفر با اسلام پس آن فيء بود نه غنيمت ، وجه دوّم جزيهء رؤوس اهل ذمت ، وجه سيّم آنچ از نصارى بنى ثعلب بستانند و آن زكات است مضاعفهء ديگر ، وجه چهارم آنچ از تجارات اهل ذمت بستانند ، وجه پنجم آنچ از تجارات مشركانى كه بعهد و پيمان در بلاد اسلام در آيند از تجارات اهل ذمت نصف عشر بستانند و از تجارات اهل شرك عشرى ، مال دوّم معدن و وجوه آن چهارند : اوّل گنجست و آن ماليست كه در جاهليّت كفار آن را دفن كرده باشند هر كس كه آن را بيابد خمسى از آن بسلطان دهد و چهار خمس خود بردارد ، دوّم از وجوه معدن موضعى كه در آن زر و نقره و ارزيز و مس و روى و آهن يابند و در آن خلاف كردهاند اهل عراق ميگويند كه حكم گنج
--> [ 1 ] - خ ، ل : اموال ، [ 2 ] - خ ، ل : ايشان ،